قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4871
تاريخ الفي ( فارسى )
خوب آورد كه همه مشعر بر اطاعت و فرمانبردارى و پشيمانى از اعمال و افعال گذشته بود . و هم در اين محل بابرى اغلان كه در الغ يورت با قاآن خلاف كرده از قپچاق گريخته بود ، به اردو رسيد . و آن حضرت او را كنار گرفته پرسش فرمود و كمر مرصّع و خلعت طلادوزى و اسباب سلطنت از خيمه و خرگاه و غير ذلك عنايت كرد . و امير شيخ نور الدين كه در ممالك فارس حسب الحكم توقف كرده بود ، در اين وقت به درگاه آمد و چندان اسباب و اموال و اقمشه و امتعه از هر جنس آورد كه محاسب و هم از اداى تعداد آن عاجز بود . و از صباح تا نماز شام امير شيخ نور الدين آن پيشكشها را مىگذرانيد . و جميع امرا از آن پيشكشها قسمت يافته ، امير شيخ نور الدين به نوازش بسيار سرافراز شد و زانو زده گناه برهان اغلان و مردم آن لشكر را درخواست نمود و به او بخشيده شد . و سلطان محمود خان و امراى دست چپ و اميرزاده رستم به موجب حكم متوجه هندوستان شدند . و غرهء ذيحجه سراى ملك خانيم و اميرزاده الغ بيك را به جانب سمرقند رخصت فرمودند . شيخاكوكر « 1 » را اميرزاده پير محمد از ملتان به ملازمت فرستاد كه احوال هندوستان را او به عرض رساند . و ملك محمد ، برادر لشكر شاه اوغانى با جميع رعايا به درگاه آمده از موسى اوغان [ ى ] شكايت كردند كه « قلعهء ايرياب را كه در تصرف برادرم ، ملك محمد بود ، ويران كرده او را به قتل آورد و اكنون به راهزنى مشغول است . » آن حضرت به او گفت كه « او را پنهان دار تا او را طلب كنيم . اگر بيايد در حضور يرغوى شما را طلب كنيم و اگر تخلف كند تو را لشكر دهيم كه او را به سزاى خود رسانى . » و كس فرستاده موسى را طلب فرمود . موسى در لحظه با پيشكش فراوان در خدمت آمده و رأى عالمآرا مصلحت در آن دانست كه او را با تمام اتباع بهدست آورده دفع نمايد . بنابراين او را به خلعت و انعام ايمن گردانيد . به او گفت كه « قلعهء ايرياب را آبادان مىبايد كرد . تو به آنجا رفته با حشم خويش به نزديك آن قلعه فرود آمده و در عمارت قلعه به قدر مقدور سعى كن كه چون لشكر به آنجا رسد ، اگر كارى مانده باشد تمام كرده تو را آنجا گذاشته به هندوستان رويم . » و موسى تركمان را با سه هزار مرد همراه او كرد . و موسى به ايرياب رفته حشم خود را به پاى قلعه آورده بناى قلعه عمارت نمود و هرروز سيصد و چهار صد نفر با دهل و چتر به عمارت قلعه مشغول مىبودند . و آن حضرت در چهارم ذيحجه به ايرياب آمد و حكم اتمام قلعه فرمود و در چهارده روز قلعه مشتمل بر مسجد جامع و ديگر مساجد و بسى مساكن ساخته
--> ( 1 ) . ق : سجاكوكر